خوددرمانی به روش count to 10

تعرفه تبلیغات در سایت
پیوند

پیوند

+ عنوان منزوی‌جان.
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :

خاطرات سفیر عزیزم الان اهوازه و داره تو کمد خاک می‌خوره. گذاشتمش که موقع برگشت کتاب نبرم و اونجا بخونمش. اونوقت من دلم می‌خواد الان اینجا بود و می‌خوندمش همین الان.

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :

انقدر سوتفاهم درست نکنیم واسه همدیگه.

مرسی. اه.

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :
- تو روشون اسم گذاشتی؟- بله قربان.- نباید روی چیزی که حتما از دست میدی اسم بذاری.فیلم سینمایی "اسب جنگی" + بعد از دیدن این فیلم به طور اتفاقی از شبکه نمایش، کمی جست‌وجو کردم و به فهرستی از فیلم‌هایی که درباره اسب‌ها ساخته شده رسیدم. احتمالا بزند به سرم و همه را دانلود کرده ببینم:) دلتنگ اسب‌ها شدم... + البته فیلم ثابت می‌کند که این دیالوگ اساس ندارد. هیچ ق
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :
من از اعماق وجودم دلم می‌خواست یک دختر جوان روستایی بودم در روستای بکر و دست‌نخورده‌ای که ماشین کم بود، پیراهن دِکلته و کفش پاشنه‌بلند نبود و سقف خانه‌ها لوستر نداشت. من دلم می‌خواست پدرم کشاورزی بود که پسر نداشت و من دور زمین و باغش وول می‌خوردم. هرروز اسب‌سواری می‌کردم تا چشمه با پیراهن و دامن و موهای بافته آویزان. پیاده می‌شدم آب سرد چشمه که جریانش شدت د
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :
از آنجایی که من در حوزه عکاسی هنوز جوجه محسوب می‌شوم و "راه درازی مونده که بتونم به خودم بگم عکاس" از جار و جنجال‌های عکاسی و اتفاقات خاصش پیش پیش خبردار نمی‌شوم. این خاصیت اولین سال عکاسی حرفه‌ای ست. القصه، چند روز پیش داشتم انگشت اشاره دست راستم را روی صفحه جابه‌جا می‌کردم که کم کم فهمیدم جماعت عکاسان دارند از پس اینستاگرام وول می‌خورند و پچ پچ می‌کنند و
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :
فاطمه میگه تو مغازه‌های رامهرمز نوشته نسیه فقط در روزهای برفی:)

+ ولی نمیدونید همین گرمای جنوب چقدر واسه یه آدم سرماخورده دلچسبه. انگاری چسبیده به بخاری همش :/

+ حتما یادتون هست که پُک می‌شد پست کوتاه.

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :
من قبل عید فقط یه هفته زودتر از بقیه رفتم خونه، اونم از سر اجبارِ عروسی دخترخاله بود. وگرنه عمرا همچین کاری نمی‌کردم. حالا تو این یه هفته طوفانی به‌پا شده که نگو. کلاس بافت عوض شده، آناتومی مبحث قلب و تنفس بوده، آمار به قسمت سخت غیر تکراری رسیده، فیزیولوژی سلول تموم شده. فقط تنها اتفاق خوبی که افتاده این بوده که جای دانشکده عوض نشده. فکر کن میومدم می‌گفتن د
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :
می‌خواستم چزهای مفصلی درباره دوست بنویسم و از منزوی شدن شدیدم پرده بردارم با عنوان "خانه دوست کجاس ". یه چیزهایی هم درباره علاقه شدیدم به خلق چیزها و کارهای دستی بنویسم که باید اولش اون ویدئو صفحه دور نیست آپلود می‌شد. حتی می‌شد از تصمیمات مهمی که دارم می‌گیرم بنویسم. یا اون پست فوق‌العاده "من خالق تو هستم، در ذهنم" وای وای وای چقدر که خوبه اون ایده:)ولی حس
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :
خب ذهن فوق‌العاده بازیگوش من درسته که برام فکرهای منفی و درگیری‌های نابه‌جای فکری و حمله‌های فکری زیادی میاره، و مثلا ممکنه وسط بافت پوششی بخش تنفسی حفره بینی به موجودی کارت بانکیم فکر کنم، اما عوضش همین ذهن یه سری فکر‌های بکر هم برام داره که یک نمونه‌اش رو اینا براتون می‌گم. امروز دقیقا یادم نیست که کی و کجا ولی گمونم در اتوبوس دانشگاه یک آن بدون هیچ پیش‌ز
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 3:08
برچسب‌ها :